|
یـــــه بوســــ با طــــعمـــ شکـــلاتــ تلخے زندگے را با شیرینے یه شکلات از بین میبرمـ |




دلم یه تفریح حسابی میخو اد دیشب با مرضیه داشتیم به
همین فکر میکردی که عید کجا بریم و چکار کنیم
از اونجایی که کوته فکر هستیم
هر دو گفتیم
آرایش خفن کنیم بریم تو خیابون 
بعد اگه پسری امار داد به گوه هم حسابش نکنیم 
ما خودمونو دست کم میگیریم وگرنه ماها باید با شاخ ترینا باشیم ( آرواه عمه نداشتمون)
دیدی ترو خدا چه فکرای احمقانه ای
اخه میدونید ما اینقدر خسته شدیم از کار و اینقدر تفریح نکردیم که..
بی خیال الان اهنگ میزارم و زیاد میکنم و جیغ میزنم تا عقده هام خالی بشه 
طناز چه قشنگ و نازی نینای نینای 